( د ) : داشتن تو ، حتی برای لحظه ای ، به تمام عمر بی کسی ام می ارزد . همچون دیوانه ای که لحظه ای داشتن را در تمام رویاهایش باور می کند ( و ) : وابسته ی تپش های قلب عاشقت هستم که به روح ساکن من حیات می بخشد. ( س ): سرسپرده ی برق نگاه توام ، لحظه ای که مرا در آغوش گرمت میهمان کنی ( ت ) : تک ستاره ی شبهای بی فانوسم شدی روزی که از خدا تکه ای نور طلب کردم ( ت ) : تپش های قلبم در گرو عشق توست که در رگهای زندگیم جاریست ( د ) : دوری از تو را باور ندارم ، حتی در رویا ، که من ذره ای از وجود عاشقت گشته ام ( ا ) : آرام دل بیقرار و عاشقم در چشمان روشن تو موج می زند ، وقتی به دریای نا آرام اشکهایم می نگرم ( ر ) : راز مرگ دلتنگی هایم ، روزیست که دستان گرم تو پناه دستان سرد و بی نصيبم باشد ( م ) : مهتاب می سوزد ، تا ابد ، در آتش عشقت که درد را به جان خریده است در بازار عاشقی 
+
نوشته شده در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 0 قبل از ظهر توسط هنگام
|
