سلام آبجی دلم برایت تنگ می شود گرچه اینجا نیستی دلتنگ دیدارت هستم هر چند هنوز ند ید مت اما مهم دیدن نیست مهم این است که مهر تو به دل من نشسته این شعر را به تو تقدیم می کنم امیدوارم خوشت بیاد شب رفتنت عزیزم هر گز از یادم نمی ره
واسه هر کسی که میگم قصه شو آتیش می گیره
دل من یه دریا خون بود چشم تو یه دنیا تردید
آخرین لحظه نگاهت غصه داشت باز ولی خندید
شب رفتنت یه ماهی توی خشکی رفت و جون داد
زلزله خیلی دلا را اون شب از غصه تکون داد
شب رفتنت دلم رفت پیش چشمایی که خیسن
پیش شاعرا که دائم از مسافر می نویسن

+
نوشته شده در چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 0 قبل از ظهر توسط هنگام
|
