تبليغاتX
عشق - وصيت نامه

اگر روزي  نبودم 

اگر روزي نفس هايم با نفس هاي خاك يكي شد  

تو بمان تو بخوان  

اما خيالم را داشته  

خاطره هايم را نگاه دار  

گاه گاهي به ياد چشمان غمگينم بيفت

به ياد خاطره هاي مرده ام بيفت 

اگر مثل هميشه ديگر نبود كسي تو را با پرحرفي هايش  

اسير تب ها شرم ها گريه ها  غصه ها بغض ها  يش بكند 

مثل هميشه از بودنم  نبودنم از مردنم !!! 

تب نكن گريه نكن !!!

 بمان مثل همه كه مانده اند سوخته اند و ساخته اند  

تو بمان و به دنبال ناشناس فرداهايت بگرد   

بدان كه عزيزم اين من هميشه دعايم پشتت هست !!! 

بدان اگر روزي اين چشمان هميشه غمگينم نبود كه دنياي تنهاييت را برآشفته كند 

هيچ مهم نيست  

دوباره شروع كن ولي اين بار 

چشم به انتظار چشمان پر از تبسم باش !!! 

و بدان نگاه من هميشه هردم هر لحظه  

به دنبالت هست هنوزم نگرانت هست  

هر لحظه برايت مي ميرد و زنده مي شود  

و بدان از سرزمين هاي پر آشيان  

از كنار لحظه هاي خدا هم  

از كنار لحظه هاي كبريا هم  

هميشه دوچشم پر از شرارت غم نگرانت هست  

واز دوردستها از فرسنگهاي تنهايي به تو نگاه مي كند  

بدان عزيزم اگر روزي نبودم نه اينكه نخواهم بمانم اما ...  

اين نوشتها راعزيزم گواه وصيت نامه من عاشق بگير .....

+ نوشته شده در جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 5 بعد از ظهر توسط هنگام |